Sales
Startups
Productivity
Presentations
Spreadsheets
Book Summaries
Operations
Management
Human Resources
Project Management
Strategy
Marketing

Presentation

راهنمای رشد مبتنی بر خالق محتوا

برندهای مصرفی کوچک بارها و بارها در یک نبرد تکراری شکست می‌خورند. آن‌ها نمی‌توانند با بودجه‌های رسانه‌ای برندهای شناخته‌شده در دسته‌بندی خود رقابت کنند، بنابراین پیام آن‌ها نادیده گرفته می‌شود و جایگاه‌شان در بازار خرده‌فروشی متوقف می‌گردد. این چارچوب، هزینه‌های تبلیغاتی را با یک سیستم عملیاتی مبتنی بر خالق محتوا جایگزین می‌کند. این سیستم قوانینی برای انتخاب دسته‌بندی، جذب خالقان محتوا، قیمت‌گذاری قراردادها، کنترل خلاقیت و زمان‌بندی فرهنگی تعیین می‌کند تا یک برند با منابع محدود بتواند سریع‌تر از رقبایی با صد برابر منابع، تقاضا ایجاد کند.برندهای مصرفی کوچک‌تر بارها و بارها در یک رقابت مشابه شکست می‌خورند. آن‌ها قادر به رقابت با بودجه‌های رسانه‌ای برندهای شناخته‌شده در دسته‌بندی خود نیستند، بنابراین پیام آن‌ها نادیده گرفته می‌شود و جایگاه‌شان در بازار خرده‌فروشی متوقف می‌گردد. این چارچوب، هزینه‌های تبلیغاتی را با یک سیستم عملیاتی مبتنی بر خالق محتوا جایگزین می‌کند. این سیستم قوانینی برای انتخاب دسته‌بندی، یافتن خالقان محتوا، قیمت‌گذاری قراردادها، کنترل خلاقیت و زمان‌بندی فرهنگی تعیین می‌کند تا یک برند با منابع محدود بتواند سریع‌تر از رقیبی با صد برابر منابع، تقاضا ایجاد کند.برندهای مصرفی کوچک بارها و بارها در یک نبرد تکراری شکست می‌خورند. آن‌ها قادر به رقابت با بودجه‌های رسانه‌ای برندهای بزرگ و شناخته‌شده در دسته‌بندی خود نیستند، بنابراین پیام آن‌ها نادیده گرفته می‌شود و جایگاه‌شان در بازار خرده‌فروشی متوقف می‌گردد. این چارچوب، هزینه‌های تبلیغاتی را با یک سیستم عملیاتی مبتنی بر خالق محتوا جایگزین می‌کند. این سیستم قوانینی برای انتخاب دسته‌بندی، یافتن خالقان محتوا، قیمت‌گذاری قراردادها، کنترل خلاقیت و زمان‌بندی فرهنگی تعیین می‌کند تا یک برند نوپا بتواند سریع‌تر از رقبایی که صد برابر بزرگ‌تر هستند، تقاضا ایجاد کند.برندهای مصرفی کوچک بارها و بارها در یک رقابت مشابه شکست می‌خورند. آن‌ها قادر به رقابت با بودجه‌های رسانه‌ای برندهای بزرگ و شناخته‌شده در دسته‌بندی خود نیستند، بنابراین پیام آن‌ها نادیده گرفته می‌شود و جایگاه‌شان در بازار خرده‌فروشی متوقف می‌گردد. این چارچوب، هزینه‌های تبلیغاتی را با یک سیستم عملیاتی مبتنی بر خالق محتوا جایگزین می‌کند. این سیستم قوانینی برای انتخاب دسته‌بندی، جذب خالقان محتوا، قیمت‌گذاری قراردادها، کنترل خلاقیت و زمان‌بندی فرهنگی تعیین می‌کند تا یک برند با منابع محدود بتواند سریع‌تر از رقبایی که صد برابر بزرگ‌تر هستند، تقاضا ایجاد کند.برندهای مصرفی کوچک بارها و بارها در یک رقابت مشابه شکست می‌خورند. آن‌ها قادر به رقابت با بودجه‌های رسانه‌ای برندهای بزرگ و شناخته‌شده در دسته‌بندی خود نیستند، بنابراین پیام آن‌ها نادیده گرفته می‌شود و جایگاه‌های خرده‌فروشی‌شان متوقف می‌ماند. این چارچوب، هزینه‌های تبلیغاتی را با یک سیستم عملیاتی مبتنی بر خالق محتوا جایگزین می‌کند. این سیستم قوانینی برای انتخاب دسته‌بندی، شناسایی خالقان محتوا، قیمت‌گذاری معاملات، کنترل خلاقیت و زمان‌بندی فرهنگی تعیین می‌کند تا یک برند با منابع محدود بتواند سریع‌تر از رقیبی که صد برابر بزرگ‌تر است، تقاضا ایجاد کند.برندهای مصرفی کوچک بارها و بارها در یک رقابت مشابه شکست می‌خورند. آن‌ها قادر به رقابت با بودجه‌های رسانه‌ای برندهای بزرگ و شناخته‌شده در دسته‌بندی خود نیستند، بنابراین پیام آن‌ها نادیده گرفته می‌شود و جایگاه‌شان در بازار خرده‌فروشی متوقف می‌گردد. این چارچوب، هزینه‌های تبلیغاتی را با یک سیستم عملیاتی مبتنی بر خالق محتوا جایگزین می‌کند. این سیستم قوانینی برای انتخاب دسته‌بندی، یافتن خالقان محتوا، قیمت‌گذاری قراردادها، کنترل خلاقیت و زمان‌بندی فرهنگی تعیین می‌کند تا یک برند با منابع محدود بتواند سریع‌تر از رقبایی که صد برابر بزرگ‌تر هستند، تقاضا ایجاد کند.برندهای مصرفی کوچک بارها و بارها در یک رقابت شکست می‌خورند. آن‌ها قادر به رقابت با بودجه‌های رسانه‌ای برندهای بزرگ و شناخته‌شده در دسته‌بندی خود نیستند، بنابراین پیام آن‌ها نادیده گرفته می‌شود و جایگاه‌شان در بازار خرده‌فروشی متوقف می‌گردد. این چارچوب، هزینه‌های تبلیغاتی را با یک سیستم عملیاتی مبتنی بر خالق محتوا جایگزین می‌کند. این سیستم قوانینی برای انتخاب دسته‌بندی، یافتن خالقان محتوا، قیمت‌گذاری قراردادها، کنترل خلاقیت و زمان‌بندی فرهنگی تعیین می‌کند تا یک برند با منابع محدود بتواند سریع‌تر از رقبای بسیار بزرگ‌تر خود تقاضا ایجاد کند.برندهای مصرفی کوچک بارها و بارها در یک رقابت مشابه شکست می‌خورند. آن‌ها قادر به رقابت با بودجه‌های رسانه‌ای برندهای بزرگ و شناخته‌شده در دسته‌بندی خود نیستند، بنابراین پیام آن‌ها نادیده گرفته می‌شود و جایگاه‌شان در خرده‌فروشی‌ها متوقف می‌گردد. این چارچوب، هزینه‌های تبلیغاتی را با یک سیستم عملیاتی مبتنی بر خالق محتوا جایگزین می‌کند. این سیستم قوانینی برای انتخاب دسته‌بندی، یافتن خالقان محتوا، قیمت‌گذاری قراردادها، کنترل خلاقیت و زمان‌بندی فرهنگی تعیین می‌کند تا یک برند با منابع محدود بتواند سریع‌تر از رقبای بسیار بزرگ‌تر خود تقاضا ایجاد کند.برندهای مصرفی کوچک بارها و بارها در یک رقابت مشابه شکست می‌خورند. آن‌ها قادر به رقابت با بودجه‌های رسانه‌ای برندهای شناخته‌شده در دسته‌بندی خود نیستند، بنابراین پیام آن‌ها نادیده گرفته می‌شود و جایگاه‌های فروشگاهی‌شان متوقف می‌گردد. این چارچوب، هزینه‌های تبلیغاتی را با یک سیستم عملیاتی مبتنی بر خالق محتوا جایگزین می‌کند. این سیستم قوانینی برای انتخاب دسته‌بندی، جذب خالقان محتوا، قیمت‌گذاری قراردادها، کنترل خلاقیت و زمان‌بندی فرهنگی تعیین می‌کند تا یک برند با منابع محدود بتواند سریع‌تر از رقبایی که صد برابر بزرگ‌تر هستند، تقاضا ایجاد کند.برندهای مصرفی کوچک بارها و بارها در یک رقابت مشابه شکست می‌خورند. آن‌ها قادر به رقابت با بودجه‌های رسانه‌ای برندهای شناخته‌شده در دسته‌بندی خود نیستند، بنابراین پیام آن‌ها نادیده گرفته می‌شود و فهرست‌های فروشگاهی‌شان متوقف می‌گردد. این چارچوب، هزینه‌های تبلیغاتی را با یک سیستم عملیاتی مبتنی بر خالق محتوا جایگزین می‌کند. این سیستم قوانینی برای انتخاب دسته‌بندی، یافتن خالقان محتوا، قیمت‌گذاری قراردادها، کنترل خلاقیت و زمان‌بندی فرهنگی تعیین می‌کند تا یک برند با منابع محدود بتواند سریع‌تر از رقیبی که صد برابر بزرگ‌تر است، تقاضا ایجاد کند.برندهای مصرفی کوچک بارها و بارها در یک رقابت مشابه شکست می‌خورند. آن‌ها قادر به رقابت با بودجه‌های رسانه‌ای برندهای بزرگ و شناخته‌شده در دسته‌بندی خود نیستند، بنابراین پیام آن‌ها نادیده گرفته می‌شود و جایگاه‌شان در بازار خرده‌فروشی متوقف می‌گردد. این چارچوب، هزینه‌های تبلیغاتی را با یک سیستم عملیاتی مبتنی بر خالق محتوا جایگزین می‌کند. این سیستم قوانینی برای انتخاب دسته‌بندی، جذب خالق محتوا، قیمت‌گذاری قراردادها، کنترل خلاقیت و زمان‌بندی فرهنگی تعیین می‌کند تا یک برند با منابع محدود بتواند سریع‌تر از رقیبی که صد برابر بزرگ‌تر است، تقاضا ایجاد کند.برندهای مصرفی کوچک بارها و بارها در یک رقابت مشابه شکست می‌خورند. آن‌ها قادر به رقابت با بودجه‌های رسانه‌ای برندهای بزرگ و شناخته‌شده در دسته‌بندی خود نیستند، بنابراین پیام آن‌ها نادیده گرفته می‌شود و جایگاه‌شان در بازار خرده‌فروشی متوقف می‌گردد. این چارچوب، هزینه‌های تبلیغاتی را با یک سیستم عملیاتی مبتنی بر خالق محتوا جایگزین می‌کند. این سیستم قوانینی برای انتخاب دسته‌بندی، جذب خالقان محتوا، قیمت‌گذاری قراردادها، کنترل خلاقیت و زمان‌بندی فرهنگی تعیین می‌کند تا یک برند با منابع محدود بتواند سریع‌تر از رقبایی که صد برابر بزرگ‌تر هستند، تقاضا ایجاد کند.برندهای مصرفی کوچک بارها و بارها در یک رقابت مشابه شکست می‌خورند. آن‌ها قادر به رقابت با بودجه‌های رسانه‌ای برندهای بزرگ و شناخته‌شده در دسته‌بندی خود نیستند، بنابراین پیام آن‌ها نادیده گرفته می‌شود و جایگاه‌شان در بازار خرده‌فروشی متوقف می‌گردد. این چارچوب، هزینه‌های تبلیغاتی را با یک سیستم عملیاتی مبتنی بر خالق محتوا جایگزین می‌کند. این چارچوب قوانین انتخاب دسته‌بندی، شناسایی خالقان محتوا، قیمت‌گذاری توافقات، کنترل خلاقیت و زمان‌بندی فرهنگی را تعیین می‌کند تا یک برند با منابع محدود بتواند سریع‌تر از رقبای بسیار بزرگ‌تر خود تقاضا ایجاد کند.برندهای مصرفی کوچک بارها و بارها در یک رقابت تکراری شکست می‌خورند. آن‌ها قادر به رقابت با بودجه‌های رسانه‌ای برندهای بزرگ و شناخته‌شده در دسته‌بندی خود نیستند، بنابراین پیام آن‌ها نادیده گرفته می‌شود و جایگاه‌شان در بازار خرده‌فروشی متوقف می‌گردد. این چارچوب، هزینه‌های تبلیغاتی را با یک سیستم عملیاتی مبتنی بر خالق محتوا جایگزین می‌کند. این سیستم قوانینی برای انتخاب دسته‌بندی، یافتن خالقان محتوا، تعیین قیمت همکاری، کنترل خلاقیت و زمان‌بندی فرهنگی تعیین می‌کند تا یک برند نوپا بتواند سریع‌تر از رقبای بسیار بزرگ‌تر خود تقاضا ایجاد کند.

Download presentation

راهنمای رشد مبتنی بر خالق محتوا

PowerPoint

18 Slides

To continue, enter your email:

OR
Already have an account? Log in

Preview (18 Slides)

s
The Creator-Led Growth Slide preview
Bootstrapped Brands Always Get Out-Shouted Slide preview
The Creator System Slide preview
Never Pay to Educate the Market Slide preview
Climb the Ladder, Never Widen Early Slide preview
Run Influencer Like an Outbound Sales Floor Slide preview
Build a Human Sensor Network Slide preview
Price on Math, Not on Hype Slide preview
Give Creators Full Control Slide preview
Measure the Halo, Not the Last Click Slide preview
Catch the Shift Before It's Obvious Slide preview
The Feed and the Shop Are Two Games Slide preview
The Right Words Manufacture Advantage Slide preview
Make the Retail Buyer Call You Slide preview
Build in Public: Founder-Led Credibility Slide preview
Plan Events Backwards From the Content Slide preview
Each Cycle Makes the Next Category Cheaper Slide preview
Quick-Reference Checklists Slide preview
راهنمای رشد مبتنی بر خالق محتوا Presentation preview

Trusted by top partners

Why You Exec

About the template

بازاریابی مبتنی بر خالق محتوا اکنون به یک ردیف اصلی در بودجه تبدیل شده است و دیگر یک آزمایش نیست. تحقیقات گلدمن ساکس پیش‌بینی می‌کند که اقتصاد خالقان محتوا تا سال ۲۰۲۷ به ۴۸۰ میلیارد دلار برسد، در حالی که این رقم در حال حاضر حدود ۲۵۰ میلیارد دلار است. بازاریابی مبتنی بر اینفلوئنسرها و ویدئوهای کوتاه، محرک‌های اصلی این رشد هستند. ریسک برندهای کوچک در زمان‌بندی است؛ توجه به دسته‌بندی‌ها به سرعت متمرکز می‌شود و برندهایی که دیر وارد می‌شوند، برای دستیابی به همان میزان دیده‌شدن باید هزینه بیشتری بپردازند.

چگونه یک دسته‌بندی ارزشمند برای ورود انتخاب کنیم

انتخاب دسته‌بندی، سقف موفقیت هر اقدام بعدی را تعیین می‌کند. برندی که وارد یک دسته‌بندی ناآشنا می‌شود، دو سال اول خود را صرف آموزش بازار می‌کند و آموزش، پرهزینه‌ترین نوع بازاریابی است. برندی که وارد دسته‌ای می‌شود که مصرف‌کنندگان آن را می‌شناسند، همان بودجه را صرف ایجاد ترجیح در میان مشتریان می‌کند. در این حالت، اجرا به جای توضیح، میدان رقابت می‌شود و اجرا تنها عرصه‌ای است که یک تیم کوچک می‌تواند بر یک تیم بزرگ غلبه کند.

تفاوت این رویکرد را می‌توان در یک برند محصول جدید با بودجه سالانه ۲۰۰ هزار دلار برای بازاریابی مشاهده کرد. در دسته‌بندی‌هایی که برای مصرف‌کنندگان ناآشنا هستند، بخش عمده‌ای از این بودجه صرف پاسخ به این سؤال می‌شود که محصول اصلاً چه کاری انجام می‌دهد.در یک محصول مصرفی، در دسته‌ای با عادات خرید تثبیت‌شده و قیمت‌های مرجع مشخص، همان بودجه صرف ایجاد دلیلی برای تغییر برند می‌شود. برند دوم با همان میزان هزینه، زودتر به درآمد می‌رسد و محتوای تولیدشده توسط خالقان آن بدون نیاز به مقدمه‌چینی، مشتری را جذب می‌کند.

مدیران زمانی به اصل ورود به دسته‌بندی مراجعه می‌کنند که بنیان‌گذار پیشنهاد راه‌اندازی یک خط تولید جدید را مطرح می‌کند. اسلاید یک قانون را بیان می‌کند: وارد دسته‌ای شوید که بازار آن را به خوبی می‌شناسد و سپس با اجرای بهتر برنده شوید. این اصل به عنوان یک فیلتر عمل می‌کند، نه یک چک‌لیست. تیم‌ها زمانی به خوبی آن را اجرا می‌کنند که سوال مشخص مصرف‌کننده‌ای را که دسته‌بندی مورد نظر پاسخ می‌دهد، نام ببرند و اطمینان حاصل کنند که هیچ بخشی از ارائه محصول وابسته به آموزش رفتار جدید یا موقعیت مصرف جدید نیست.

Never Pay to Educate the Market

نردبان دسته‌بندی به سوال متفاوتی پاسخ می‌دهد: چه زمانی باید حرکت بعدی را انجام داد. پله‌ها از مکمل‌های قبل از تمرین شروع می‌شوند و به پودر پروتئین، سبزیجات روزانه، خواب و ریکاوری، میان‌وعده‌های عملکردی و نوشیدنی‌های آماده مصرف می‌رسند که هر پله بازار بزرگ‌تری نسبت به پله قبلی دارد. قانون این است که فقط باید صعود کرد و نباید زودتر از موعد دامنه را گسترش داد.تیم‌ها زمانی این چارچوب را به خوبی اجرا می‌کنند که پیش از هر گام رو به جلو، دو معیار تعیین کنند: یکی برای اشباع تقاضا در سطح فعلی و دیگری برای اندازه سطح بعدی، و صرفاً به دلیل جذابیت ظاهری یک دسته‌بندی مجاور، مسیر خود را تغییر ندهند.

Climb the Ladder, Never Widen Early

اجرای اینفلوئنسر مارکتینگ مانند یک تیم فروش برون‌گرا

اکثر برندها همکاری با خالقان محتوا را به عنوان یک کمپین در نظر می‌گیرند. کمپین‌ها آغاز و پایان دارند و روابط با پایان بودجه خاتمه می‌یابد. اما اگر این همکاری به عنوان یک عملکرد فروش دیده شود، همان فعالیت به یک فرآیند تکرارپذیر با مراحل مشخص، مسئولان معین و اهداف حجمی تبدیل می‌شود. خروجی دیگر به یک پست خوش‌شانس وابسته نیست و به تعداد خالقانی که هر ماه از این فرآیند عبور می‌کنند بستگی پیدا می‌کند. مقیاس‌دهی به یک مسئله منابع انسانی تبدیل می‌شود، که این موضوعی است که یک مدیر می‌تواند به آن پاسخ دهد.

گزارش معیارهای اینفلوئنسر مارکتینگ هاب در سال ۲۰۲۶ نشان داد که تقریباً دو سوم برندها برنامه‌های اینفلوئنسر خود را کاملاً درون‌سازمانی اجرا می‌کنند و بیشترین وظیفه‌ای که به آژانس‌ها واگذار می‌شود، کشف و ارزیابی خالقان محتوا است. این ترکیب به همان نتیجه‌ای اشاره دارد که این چارچوب به آن می‌رسد.[text] حجم جذب خالقان محتوا، نه استراتژی، نقطه‌ای است که اکثر برنامه‌ها در آن دچار مشکل می‌شوند و این موضوع بیشتر یک مسئله عملیاتی است تا خلاقانه.

زمانی که یک برنامه از ظرفیت یک هماهنگ‌کننده فراتر می‌رود، مدیران به مدل عملیاتی مراجعه می‌کنند. این مدل شش مرحله از فرآیند جذب را شامل می‌شود: شناسایی، ارزیابی، قیمت‌گذاری، امضا، مدیریت و تکرار، که در سه نقش تقسیم می‌شود. شناسایی‌کنندگان، افراد جوان‌تر و نزدیک به فرهنگ جامعه هستند و شباهت زیادی به مشتریان دارند. نمایندگان خالقان محتوا، مسئولیت کامل روابط را بر عهده دارند. یک مدیر برنامه که از داخل تیم ارتقا یافته، مدیریت کلی را در مناطق مختلف بر عهده دارد. تیم‌ها زمانی موفق عمل می‌کنند که برای هر شناسایی‌کننده سهمیه هفتگی تعیین کنند و برای هر نماینده حداکثر تعداد افراد در فهرست را مشخص نمایند تا ظرفیت فرآیند قابل اندازه‌گیری باشد.

Run Influencer Like an Outbound Sales Floor

اسلاید شبکه حسگر به طور خاص به مشکل جذب خالقان محتوا می‌پردازد. یک الگوریتم تنها یک نسخه از بازار را نمایش می‌دهد و تیمی که فقط یک منبع اطلاعاتی مشترک دارد، همواره به سراغ همان خالقان محتوا خواهد رفت. راهکار، تنوع عمدی در منابع اطلاعاتی میان اعضای تیم شناسایی است تا هر شناسایی‌کننده خالقان، روندها، جوامع و سیگنال‌های متفاوتی را کشف کند.تیم‌ها زمانی این چارچوب را به خوبی اجرا می‌کنند که مستندسازی کنند هر جستجوگر کدام حوزه‌های تخصصی را پوشش می‌دهد و این پوشش را قبل از اینکه فیدها به حساب‌های مشابه برسند، جابجا کنند.

Build a Human Sensor Network

Download presentation

راهنمای رشد مبتنی بر خالق محتوا

PowerPoint

18 Slides

To continue, enter your email:

OR
Already have an account? Log in

قیمت‌گذاری بر اساس داده و سنجش اثر هاله‌ای

قیمت‌گذاری خالق محتوا جایی است که بودجه‌ها هدر می‌رود. نرخ‌ها بر اساس تعداد دنبال‌کننده و مهارت مذاکره تعیین می‌شود، نه بر اساس میزان توجه واقعی که جلب شده است، و یک معامله با قیمت بیش از حد می‌تواند یک‌چهارم کل برنامه یک برند کوچک را مصرف کند. یک قانون قیمت‌گذاری جلوی این هدررفت را می‌گیرد. این قانون هر معامله را به هزینه به ازای هزار بازدید تبدیل می‌کند و آن را با هزینه رسانه‌ای که برند در غیر این صورت پرداخت می‌کرد، مقایسه می‌کند. معاملاتی که این مقایسه را قبول نشوند، بدون بحث رد می‌شوند.

همان گزارش معیار، افزایش هزینه خالقان محتوا را به عنوان بزرگ‌ترین چالش سال ۲۰۲۶ معرفی کرده است که بیش از یک‌سوم بازاریابان به آن اشاره کرده‌اند و نشان داده است که سطوح نانو و میکرو سریع‌تر از سطوح ماکرو و سلبریتی رشد می‌کنند. برنامه‌هایی که قیمت را به بازدیدها گره می‌زنند، بهتر از برنامه‌هایی که موردی مذاکره می‌کنند، می‌توانند افزایش نرخ را مدیریت کنند.

مدل قیمت‌گذاری در هر مذاکره قابل اجرا است.مکانیزم یک فرمول است: هزینه هر هزار نمایش در شبکه‌های اجتماعی پولی تقسیم بر دو، ضربدر درصد تطابق مخاطب، سقف هزینه هر هزار نمایش برای خالق محتوا را تعیین می‌کند. در مثال ارائه‌شده، هزینه ۱۶ دلاری هر هزار نمایش در شبکه‌های اجتماعی پولی به هدف ۸ دلاری تبدیل می‌شود و با تطابق ۷۵ درصدی مخاطب، سقف هزینه به حدود ۶ دلار می‌رسد. یک جدول طبقه‌بندی زیر فرمول قرار دارد. خالقان خرد با ۱۰ تا ۷۵ هزار دنبال‌کننده هسته اصلی را تشکیل می‌دهند، خالقان میان‌رده با رشد برنامه اضافه می‌شوند و قراردادهای کلان یا با افراد مشهور یا حذف می‌شوند یا به سختی مذاکره می‌گردند. تیم‌ها زمانی این روش را به‌خوبی اجرا می‌کنند که قیمت‌گذاری را بر اساس میانگین بازدیدهای ده پست آخر خالق محتوا انجام دهند، نه تعداد دنبال‌کننده‌ها.

Price on Math, Not on Hype

اسلاید ضد-بریف به کنترل خلاقیت می‌پردازد. بریف‌های سنتی شامل اسکریپت‌های ثابت، عبارات الزامی و زبان برند هستند و محتوای حاصل، شبیه تبلیغات به نظر می‌رسد. این مکانیزم بریف را به سه دستورالعمل معکوس می‌کند: استفاده کن، نشان بده، دلیلش را بگو. خطوط قرمز باقی می‌مانند اما به جای جملات، محصول را توصیف می‌کنند. تیم‌ها زمانی این روش را به‌خوبی اجرا می‌کنند که مجموعه کوچکی از ادعاهایی که خالق محتوا هرگز نباید مطرح کند را مکتوب کنند و باقی تصمیمات را به خالق محتوا بسپارند.

Give Creators Full Control

زمانی که کدها و لینک‌های همکاری حذف می‌شوند، سنجش اثربخشی به یک دغدغه تبدیل می‌شود. این اسلاید جایگزینی صادقانه ارائه می‌دهد. این روش، زمان اوج بازدید خالقان محتوا را با سه شاخص مستقل مقایسه می‌کند: حجم جستجوی برند، رتبه و سرعت فروش در بازارهای آنلاین، و میزان فروش در خرده‌فروشی‌ها. هیچ‌یک از این سه شاخص به تنهایی اثبات‌کننده رابطه علت و معلولی نیستند، اما حرکت همزمان هر سه شاخص نشانه‌ای قوی است. تیم‌ها زمانی این روش را به خوبی اجرا می‌کنند که بازه زمانی مشاهده را از پیش تعیین کنند، معمولاً هفتاد و دو ساعت پیرامون یک اوج بازدید، تا نتایج پس از وقوع قابل تغییر نباشد.

Measure the Halo, Not the Last Click

جریان محتوا را از فروشگاه جدا کنید

تغییرات فرهنگی فرصت‌هایی را ایجاد می‌کند که به سرعت بسته می‌شوند. برندی که این تغییرات را زود تشخیص دهد، با هزینه‌ای پایین توجه مخاطب را جلب می‌کند، زیرا هنوز رقابت تبلیغاتی در آن دسته‌بندی شکل نگرفته است. برندی که دیر متوجه این تغییرات شود، برای همان جایگاه باید هزینه بیشتری بپردازد و حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد. توجه ساختاریافته به این تغییرات، زمان‌بندی را از یک عامل تصادفی به یک فرآیند قابل بررسی با مسئولین و تاریخ‌های مشخص تبدیل می‌کند.

تحقیقات مک‌کینزی درباره تجارت اجتماعی نشان داد که برندها در چین به نرخ تبدیل نزدیک به ۳۰ درصد در پلتفرم‌های اجتماعی دست یافته‌اند، که تا ده برابر نرخ تجارت الکترونیک سنتی است، آن هم زمانی که برندهای غربی هنوز توانایی مشابهی ایجاد نکرده بودند. این فاصله ناشی از فناوری نبود، بلکه ناشی از تمایل به برخورد با یک سطح جدید به عنوان یک کانال تجاری مستقل و نه صرفاً ادامه تبلیغات بود.

مدیران در زمان برنامه‌ریزی سالانه به نقشه تغییرات مراجعه می‌کنند. این نقشه چهار دسته تغییر را نام می‌برد: تغییرات سلامت و رفتار که الگوهای خرید مردم را دگرگون می‌کند، ویدئوی کوتاه به عنوان موتور کشف که جایگزین جستجو و قفسه می‌شود، تجارت اجتماعی درون‌فید که بسیاری از غول‌های قدیمی هنوز آن را نادیده می‌گیرند، و شوک‌های تقاضا که به سرعت مناسبت‌های مصرف جدیدی ایجاد می‌کنند. این ابزار یک اسکن است، نه پیش‌بینی. تیم‌ها زمانی به خوبی از آن استفاده می‌کنند که برای هر یک از این چهار دسته یک مسئول تعیین کنند و هر فصل یک مشاهده مکتوب ارائه دهند.

Catch the Shift Before It's Obvious

سردرگمی بین دسترسی و درآمد، بودجه بیشتری را برای خالقان محتوا هدر می‌دهد تا قیمت‌گذاری نامناسب. این اسلاید این دو سطح را به وضوح از هم جدا می‌کند.[text] فید برای جلب کشف شدن طراحی شده است، محتوای بومی و سرگرم‌کننده خالقان محتوا را ارائه می‌دهد و بر اساس بازدیدها و ارتباط فرهنگی ارزیابی می‌شود. فروشگاه برای تبدیل نیت به خرید ایجاد شده است، دموها و پیشنهادات را ارائه می‌دهد و بر اساس فروش مستقیم سنجیده می‌شود. تیم‌ها زمانی این مدل را به‌خوبی اجرا می‌کنند که اهداف و فهرست خالقان محتوا را برای هر بخش جداگانه تعیین کنند و از ارزیابی محتوای فید بر اساس اعداد تبدیل که هرگز برای آن ساخته نشده بود، خودداری نمایند.

The Feed and the Shop Are Two Games

Download presentation

راهنمای رشد مبتنی بر خالق محتوا

PowerPoint

18 Slides

To continue, enter your email:

OR
Already have an account? Log in

چگونه هر پیروزی در یک دسته‌بندی، هزینه بعدی را کاهش می‌دهد

رشد زمانی شتاب می‌گیرد که دارایی‌های ایجادشده در یک دسته‌بندی به دسته بعدی منتقل شوند. روابط با خالقان محتوا، اعتبار در خرده‌فروشی و کتابخانه‌های محتوا با بلوغ یک خط محصول از بین نمی‌روند. برندی که برای استفاده مجدد برنامه‌ریزی می‌کند، وارد دسته‌بندی‌های دوم و سوم خود با توزیعی می‌شود که دیگر نیازی به خرید مجدد آن ندارد و با مدارکی که هر مذاکره را کوتاه‌تر می‌کند.

تحقیقات مدرسه کسب‌وکار هاروارد درباره بازاریابی مبتنی بر اینفلوئنسرها نشان می‌دهد که مصرف‌کنندگان بیشتر تحت تأثیر تجربیات و توصیه‌های دیگران قرار می‌گیرند تا تبلیغات شرکت‌ها. این اثر در دسته‌بندی‌های مختلف جمع می‌شود.هر موفقیتی که با اثبات خالق محتوا پشتیبانی شود، ورود بعدی را آسان‌تر می‌کند، زیرا همان خالقان و همان خریداران فروشگاهی اکنون نام برند را می‌شناسند.

اثبات، تأثیر بیشتری نسبت به تبلیغات دارد و این اسلاید نشان می‌دهد چگونه می‌توان آن را ساخت. این روش یک سیگنال واقعی مانند موجودی مجدد یا رویداد فروش کامل را مهندسی می‌کند و سپس یک پیام واحد را همزمان به چهار گروه مخاطب منتقل می‌کند. مصرف‌کنندگان کمبود را می‌شنوند، خریداران فروشگاهی فروش بالا را درک می‌کنند، سرمایه‌گذاران تقاضای واقعی را به جای هیاهو می‌بینند و نیروهای آینده‌نگر حرکت رو به جلو را احساس می‌کنند. تیم‌ها زمانی این روش را به خوبی اجرا می‌کنند که رویداد اصلی قابل راستی‌آزمایی باشد، زیرا سیگنالی که قابل بررسی نباشد، به طور همزمان به هر چهار رابطه آسیب می‌زند.

The Right Words Manufacture Advantage

فهرست‌های فروشگاهی معمولاً با ارتباط سردی آغاز می‌شوند که به جایی نمی‌رسد. این اسلاید جهت رویکرد را معکوس می‌کند. این روش در چهار مرحله اجرا می‌شود: شناسایی خریدار دسته‌بندی، بررسی اینکه کدام خالقان محتوا را دنبال می‌کند، همکاری با آن خالقان و تبدیل شدن به برندی که در همه حساب‌های دنبال‌شده توسط خریدار حضور دارد. تیم‌ها زمانی موفق‌تر عمل می‌کنند که فهرست دنبال‌شوندگان خریدار را به طور مستقیم بررسی کنند و این فرآیند را به عنوان یک برنامه چندماهه ببینند، نه یک اقدام کوتاه‌مدت.

Make the Retail Buyer Call You

محتوای تولیدشده توسط بنیان‌گذار تا زمانی که به مرز افراط نرسد، اعتماد ایجاد می‌کند و این اسلاید مرز آن را مشخص می‌کند. این مکانیزم، میزان دسترسی را در مقابل اعتماد به صورت یک منحنی ترسیم می‌کند. موفقیت‌های صیقل‌خورده و تصاویر پشت‌صحنه ساختگی در سمت محتوای گزینش‌شده قرار می‌گیرند و غیرواقعی به نظر می‌رسند. در مقابل، درامای شخصی و جزئیات خصوصی در سمت افراط قرار دارند و اعتماد را از بین می‌برند. آسیب‌پذیری گزینشی در نقطه اوج قرار دارد: آنچه شکست خورده، دلیل اتخاذ یک تصمیم خاص و دستاوردهای واقعی فروش یا همکاری با خرده‌فروشان. تیم‌ها زمانی این رویکرد را به خوبی اجرا می‌کنند که از پیش توافق کنند کدام موضوعات برای همیشه خارج از محدوده بحث باقی بمانند.

Build in Public: Founder-Led Credibility

رویدادها زمانی که تولید محتوا در اولویت نباشد، بودجه را مصرف می‌کنند و بازدهی اندکی دارند. این اسلاید ترتیب برنامه‌ریزی را معکوس می‌کند. این مکانیزم در سه گام به صورت معکوس عمل می‌کند: ابتدا خروجی‌های محتوایی مورد نظر را مشخص کنید، سپس لحظاتی را که این خروجی‌ها را ایجاد می‌کنند تعریف کنید و در نهایت رویداد را حول آن لحظات طراحی نمایید. تصاحب یک مکان در آخر هفته با ارائه محصول رایگان و دسترسی آزاد به عموم، انرژی جمعیت، واکنش‌های واقعی، نمایش محصول و سال‌ها محتوای قابل استفاده تولید می‌کند. تیم‌ها زمانی این رویکرد را به خوبی اجرا می‌کنند که پیش از رزرو مکان، فهرست برداشت‌های تصویری را تهیه کنند.

Plan Events Backwards From the Content

مدل نهایی توضیح می‌دهد که چرا این انضباط در طول زمان بازدهی دارد. این مکانیزم یک چرخه است: ماشین خالق محتوا باعث افزایش دسترسی می‌شود، دسترسی موجب اثبات می‌گردد، اثبات راه ورود به دسته‌بندی بعدی را باز می‌کند و هر دسته‌بندی اهرمی ایجاد می‌کند که هزینه ورود به دسته‌بندی بعدی را کاهش می‌دهد. تیم‌ها زمانی این مدل را به خوبی اجرا می‌کنند که هزینه ورود به هر دسته‌بندی جدید را اندازه‌گیری کرده و انتظار داشته باشند این عدد کاهش یابد. اگر این عدد ثابت بماند، نشانه آن است که دارایی‌ها به درستی منتقل نمی‌شوند.

Each Cycle Makes the Next Category Cheaper

بودجه تنها یکی از اشکال اهرم است و این همان موردی است که یک برند با منابع محدود هرگز در آن پیروز نخواهد شد. جایگزین آن مجموعه‌ای از انضباط‌هاست که اثر تجمعی دارند. انتخاب دسته‌بندی، هزینه آموزش بازار را حذف می‌کند. یک خط تولید خالق محتوا با نیروی انسانی، فرآیند جذب را به یک جریان پایدار تبدیل می‌کند نه به شانس. یک فرمول قیمت‌گذاری، هزینه خالقان را به میزان توجه دریافتی مرتبط می‌سازد. کنترل خلاقیت به افرادی منتقل می‌شود که مخاطبان‌شان به آن‌ها اعتماد دارند. رصد فرهنگی، تغییرات را زمانی شناسایی می‌کند که توجه هنوز ارزان است و امتیازدهی جداگانه برای شبکه‌های اجتماعی و فروشگاه، مانع از آن می‌شود که یکی بر دیگری تأثیر منفی بگذارد.[Quick-reference checklists] چارچوب را تکمیل می‌کنند تا ورود به دسته‌بندی، شرایط توافق و نشانه‌های اعتبار قبل از هرگونه تعهد مورد ارزیابی قرار گیرند، نه پس از آن. آنچه این چارچوب مبادله می‌کند، بودجه با حجم خالقان محتوا، سرعت فرهنگی و اثبات عمومی است. رشد مبتنی بر خالق محتوا بیشتر یک مدل عملیاتی است تا یک تاکتیک بازاریابی، و سازمان‌هایی که این مدل را پیاده‌سازی می‌کنند، اهمیت فرهنگی را به عنوان زیرساخت در نظر می‌گیرند، نه صرفاً نتیجه یک کمپین.

Download presentation

راهنمای رشد مبتنی بر خالق محتوا

PowerPoint

18 Slides

To continue, enter your email:

OR
Already have an account? Log in